بسیج دانشجویی شهید احمد کاظمی(دانشگاه پیام نور ورزنه)
بسیج دانشجویی شهید احمد کاظمی(دانشگاه پیام نور ورزنه)

بسیج دانشجویی شهید احمد کاظمی(دانشگاه پیام نور ورزنه)

شعری از زبان یک کودک جانباز


از زبان کودک یک جانباز...

. .
..چشم چشم دوابرو
خوشگلیه بابام کو
حتی توی صورتش
نمونده یک تارمو

گوش گوش دوتا گوش
بابام هی میره از هوش
تاکه به هوش میادش
میگه دخترکم کوش

دست دست دوتا دست
همون که سربند می بست
حالا دستای بابا
یکیش رفته یکیش هس

بابام خیلی زرنگه
بااین که پاش میلنگه
هیچکی خبرنداره
توساق پاش فشنگه

چوب چوب یه گردن
بهش پلاک میبندن
یه عده بی معرفت
به بابا جون میخندن

یه بابای مهربون
از جنس هفت آسمون
فدات بشم الهی
همیشه پیشم بمون

بابام یه ساربونه
تاب نیاورد بمونه
من و گذاشت و پر زد
خسته از این زمونه

بابام چه عاشقونه
پرید از آشیونه
بابای مهربونم
پیش خدا مهمونه

شهدا را یاد کنیم حتی
با ذکر یک صلوات...

نظرات 0 + ارسال نظر
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد